ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

278

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

چند سال پيش از تسلّط هولاكو بر بغداد ، ابن سعيد در شصت و سه كتابخانهء آنجا - كه با شور و علاقه‌اى مانند علاقه و شور ياقوت در گفت و گو از كتابخانه‌هاى مرو ، از آن ياد مىكند - مطالعات خود را ادامه داد . آنگاه همراه ابن عديم ، مورّخ معروف ، راهى حلب و دمشق شد و بار ديگر به حج رفت . 4 در سال 1254 / 652 ه . به دربار امير تونس بود ، و در 1267 / 666 ه . سوى ارمنستان سفر كرد 5 و از اسكندريه و حلب گذشت ، زيرا مىخواست هولاكوى جبّار ( متوفّى به سال 1265 / 663 ه . ) را با چشم خود ببيند . 6 و اين تناقض تاريخ موجب ترديد در صحّت واقعهء اخير است . 7 به گفتهء يكى از روايات ، ابن سعيد هنگام بازگشت از همين سفر به سال 1274 / 673 ه . به دمشق درگذشت . روايتى ديگر تاريخ وفات وى را چندين سال پس از اين مىبرد و مىگويد كه به سال 1286 / 685 ه . در تونس اتفاق افتاده است . به‌طور كلى ابن سعيد با وجود سفرهاى دائم ، مؤلّفى پر كار بود و به نوشته‌هاى هنرى بخصوص شعر كه در آن شهرتى يافت رغبت آشكار داشت . 8 وى وطن خويش اندلس را دوست داشت و شوق وطن در اشعار پرمايه و احساس او جلوه‌گر است . 9 به ابن حوقل اعتراض كرد كه چرا از اخلاق مردم اندلس خرده گرفته بود ، 10 و خود شهرهايى را كه ديده بود از اندلس پست‌تر مىشمرد و اين احساس را به اختصار چنين تعبير مىكند : 11 سخنى گويم كه بس باشد ؛ از وقتى از جزيرهء اندلس درآمده‌ام و بر دشت « عدوه » گذشته‌ام و شهرهاى بزرگ آن را چون مراكش و فاس و سلا و سبته بديده‌ام و سپس در افريقا بگشته‌ام و مغرب ميانه و بجايه و تونس را ديده‌ام ، سپس به ديار مصر رفته و اسكندريّه و قاهره و فسطاط را ديده‌ام ، سپس به شام رفته و دمشق و حلب و ديگر شهرهاى آن را ديده‌ام ، در آن ميانه شهرى به رونق و آب و درخت اندلس - بجز فاس مغرب اقصى و دمشق شام - نديده‌ام . حماة نشانى از اندلس دارد و مانند ساختمانهاى خوب و استوار و زيباى آن ، جز آنچه در دولت بنى عبد المؤمن به مراكش بنياد شده و بعضى از بناهاى تونس ، نديده‌ام . ولى بناهاى تونس چون اسكندريّه بيشتر با سنگ برآمده ، امّا خيابانهاى اسكندريّه وسيعتر و خوبتر است . ساختمانهاى حلب نيز نكوست كه از سنگ سخت ساخته‌اند به ترتيب درست . 12 مؤلّفات تاريخى ابن سعيد در محافل علمى مورد توجّه است ، زيرا وى به رسم خاندان خود مؤلّفاتى را كه پدر و جدش آغاز كرده بودند 13 و همه از تاريخ عرب از دوران جاهليّت تا به روزگار نزديك زمان مؤلّف سخن دارد ، به پايان رسانيد . به قرن بيستم اين مؤلّفات از راه